تبليغاتX
! بماند

! بماند



تعطیل شد!!!

نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 0:15 توسط alma|

آقا قرار ِ شاه و گدا یادتان که هست؟ .........مشهد! حرم! ورودی ِ باب الجوادتان…


                                                                                  پ.ن:دلتنگ حرم

نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 10:49 توسط alma| |

گاهی نمیشود

فقط و فقط آرزوست


وقتی تنها شدی بدان که خدا همه را بیرون کرده تا خودت باشی و خودش  . . .

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .


پ.ن:همه چی آرومه تو چقدر خوشحالی...

نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 10:15 توسط alma| |

این آینــــــده کـــــدام است که
بهـــــترین روزهــــای عمـــــر را
حــــرامِ دیـدارش می نماییم ؟

چقدر این ژستت دوس داشتنیه :)



پ.ن: چنجید بای می

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 23:55 توسط alma| |

سلامتی اونایی که گند میزنن به زندگیت

بازم خفه میشی چیزی نمیگی.

نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 12:44 توسط alma| |

1390/1/4


...Start

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 11:35 توسط alma| |

شهریار کوچولو....

به میخواره که صُم بُکم پشت یک مشت بطری خالی و یکی دوتا بطری پر نشسته بود گفت:

-- چه کار داری میکنی؟

میخواره با لحن غمزده ای جواب داد:

-- می  میزنم!

شهریار کوچولو پرسید :

-- می میزنی که چی؟

میخواره جواب داد :

-- که فراموش کنم.

شهریار کوچولو که حالا دیگر دلش برای او می سوخت پرسید:

-- که چی را فراموش کنی؟

میخواره همان طور که سرش را می انداخت پایین گفت:

-- سرشکسته گیم را.

شهریار کوچولو که دلش میخواست دردی از او دوا کند پرسید:

-- سرشکسته گی از چی ؟

میخواره جواب داد :

-- سرشکسته گی میخواره بودنم را

. . .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 14:56 توسط alma| |

مقاومت +

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 14:53 توسط alma| |


نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 11:5 توسط alma| |